در حوالی احوالم

سلام خوش آمدید

توی هارد گردی‌هام، پوشه عکس‌هایی که گرفتیم عکس ویترین یه مغازه لباس فروشیه که احتمالا مامان با گوشیش گرفته بوده. مال ماه می سال ۲۰۱۴ ست و قیمت لباسها: ۶٬۸۰۰ تا ۹٬۸۰۰ تومن

نون بربری هم حتی از این رقم خیلی بالاتره الان:))). واقعا الان کالایی داریم با این قیمت؟

ـــــــــــــــــــــــ

پ‌ن: صدای تلویزیون که میاد کهیر می‌زنم. 

نمای اول: ۲۵-۳۰ سال قبل. شبا برق می‌رفت و ما چراغ گازی خونه رو روشن می‌کردیم و همه یا کتاب می‌خوندیم یا چیزی درست می‌کردیم. 

خونه آروم و جو خیلی فرهنگی می‌شد و بعدش می‌خوابیدیم. 

نمای دوم: دی ۱۴۰۴. هیچ ارتباطی با بیرون نداریم. تلویزیون هم که نمی‌بینیم. ماهواره هم که نداریم. اینترنت هم که دیگه مشخصه. حتی اسمس هم نمیشه زد. گوشیای موبایل رسما بی مصرف شدن. کتاب از کتابخونه گرفته م که مال ۴۳ سال قبله انتشارش. رفتم توی تختم و برقو خاموش کردم و چراغ مطالعه رو گذاشتم روی نور کمش. پرت می‌شم به همون ۳۰ سال قبل. 

----

نمای سوم: سال ۱۳۸۳ پرشین بلاگ. اینترنت دایال آپ. وبلاگ نویسی رو شروع کردم. 

نمای چهارم: دی ۱۴۰۴. حس‌های گوناگونی دارم که خب بیشترشون جالب نیستن. حس نیاز شدیدی دارم که توی کانالم پست بذارم. ولی خب تلگرام نیست دیگه. توییتر هم. بلواسکای هم. هیچی.... دارم خفه می‌شم. بیان رو باز می‌کنم از صندوقش استفاده کنم. یه رمزی رو می‌زنم و لاگین می‌شم. به ۲۱ سال قبلم برگشتم.

----

نمای پنجم: خونه عمو ۲۰ سال قبل. پسر عموم روی فلش برام آهنگای رضا صادقی رو ریخت. 

نمای ششم: دی ۱۴۰۴. ۵-۶ سالیه که اکانت اسپاتیفای دارم و هیچ موزیکی رو فایلش رو روی گوشی یا لپتاپ ندارم. ارم دیوونه میشم و دلم نمیخواد از وبسایتای ایرانی استفاده کنم. نمیخوام توی آماری باشم که سندی بر اقبال مردمی به اپای داخلی باشه و مجوزی برای اینترنت ملی. 

با این حال یه سرچ میکنم. هیچ کدوم از آهنگامو ندارن تقریبا.... هاردامو از کمد دراوردم ببینم فیلم چی دارم روش. فولدر موسیقی روش پیدا کردم. پرت شدم به ۲۰ سال قبل که پوشه موزیک و عکس و فیلم داشتیم. 
----
اونوقت شعارشون چیه؟ به عقب بر‌نمی‌گردیم.... نه برنگشتین. اصلا برنگشتین....با سرعت بهش سقوط کردین. کاش به قیمتای اون عقب هم برمی‌گشتین. به اقتصاد داغون همون موقع هم که شرف داشت به الانتون...

نمای اول: دو دختر دبستانی در دهه ۷۰. اون سالی که گروه آرین اولین آلبومشو منتشر کرد. 

اولی به دومی می‌گه که یه گروه موسیقی خفن به اسم آرین یه آلبوم موسیقی دادن بیرون که خیلی شعراش قشنگه و .... فرداش برای دومی قاب خالی نوار کاست رو میاره که فقط توش کاغذ کاور آلبومه. دومی بهش میگه این چیه؟ 

- اینه. ازش یدونه بخر!

- خب باشه ولی من که نشنیدم آهنگاشو. اگه دوست نداشتم چی؟

- آخه غیرقانونیه. باید بخری. 

نمای دوم. ۳۰ سال بعد. دی ۱۴۰۴ و ایران در خاموشی مطلق اینترنت بین الملل.

دومی با جون کندن زیاد بعد چندین روز که یه روزنه کوچیک چند ثانیه ای به بیرون پیدا می‌کنه به اولی که دیگه ایران نیست پیام میده. میشه یه کمکی کنی فلان کتاب رو از فلان سایت برام دانلود کنی و فلانجا آپلودش کنی که بتونم بگیرمش؟

اولی: غیرقانونیه. کپی رایت داره شرمنده. 

دومی: حله مرسی

اندازه ۷ نسل رو فشرده توی این مدت تجربه کردیم. 

دلار ۹۰۰ تومنی تا دلار ۱۴۵٬۰۰۰ تومنی.

چنگ خارجی و داخلی

اسارت در وطن

 

 سالی که از پرشین بلاگ اومدم بیان. فکر کنم ۹۲ بود. بعد الان میبینم که از سال ۱۴۰۰ هیچ نوتیفی نداده. انگار خود صاحباش هم اینجا رو رها کردن. 

عجیبه هنوز سرپاست.

امروز توی یه ایستگاه اتوبوس منتظر بودم. QR code ایستگاه اتوبوس رو محض تست این بی نتی اسکن کردم ببینم لینکش چیه؟ گوگل درایو بود! یعنی اینترنت ملی ملی میکنن هنوزززز ۱۰۰ سال راه دارن که زندگی روال روزمره رو بتونن باهاش سامون بدن.

به شغلم فکر می‌کنم که هر بار اینا می‌تونن به نابودی کامل بکشوننش. به اینکه بزرگ شدم چی کاره بشم.