در حوالی احوالم

سلام خوش آمدید

بطری شماره ۱

يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۵۷ ب.ظ

دارم کتابی رو می‌خونم که سالی که چاپ شده من هنوز به دنیا نیومده بودم. قیمت ۱۹۰ ریال. کاغذ گرماژ بالایی که رنگش به سفیدی کاغذهای امروزی نیست. شایدم بوده و گذر زمان زردش کرده. تصویری که روی جلدشه رو نمی‌تونم به درستی تشخیص بدم که دقیقا چیه. 

----

این روزا میل شدیدی به ثبت احوالم دارم و متاسفانه کانالم در دسترس نیست دیگه تا توش بنویسم. توییتری هم نیست که توش توییت کنم از خودم.

حس‌های خیلی متنوعی دارم که البته خوب نیستن توی سرم جولون می‌دن و خب نمی‌خوام توی فضا منتشرشون کنم و خب توی خودمم از تو می‌خورنم. 

----

هیچ وقت نتونستم با این اصل برون ریزی افکار روی کاغذ کنار بیام....یه وقتی خیلی مینوشتم. خاطره. روزنوشت. ادبی. شعر و ... اما دیگه نه. دیگه نه

 
 

 

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی